معنی بالبداههگفتن و یا ساختن، وسوسه و از راه بدرکردن جوراب کوتاه، رویه، وصله، تعمیر کردن، وصله کردن زدن، ساز تنهازدن (همراه بااواز یا رقص) سرهم بندی کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، قدم ,, معنی بالبداههگفتن و یا ساختن، وسوسه و از راه بدرکردن جوراب کوتاه، رویه، وصله، تعمیر کردن، وصله کردن زدن، ساز تنهازدن (همراه بااواز یا رقص) سرهم بندی کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، قدم پ, معنی fاgfbاii;tتj m dا sاoتj، msmsi m اx cاi fbclcbj [mcاf lmتاi، cmdi، mwgi، تukdc lcbj، mwgi lcbj xbj، sاx تjiاxbj (ikcاi fااmاx dا crw) scik fjbd lcbj، تkidb lcbj، ;اk xbj fc cmd، rbk ,, معنی اصطلاح بالبداههگفتن و یا ساختن، وسوسه و از راه بدرکردن جوراب کوتاه، رویه، وصله، تعمیر کردن، وصله کردن زدن، ساز تنهازدن (همراه بااواز یا رقص) سرهم بندی کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، قدم ,, معادل بالبداههگفتن و یا ساختن، وسوسه و از راه بدرکردن جوراب کوتاه، رویه، وصله، تعمیر کردن، وصله کردن زدن، ساز تنهازدن (همراه بااواز یا رقص) سرهم بندی کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، قدم ,, بالبداههگفتن و یا ساختن، وسوسه و از راه بدرکردن جوراب کوتاه، رویه، وصله، تعمیر کردن، وصله کردن زدن، ساز تنهازدن (همراه بااواز یا رقص) سرهم بندی کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، قدم , چی میشه؟, بالبداههگفتن و یا ساختن، وسوسه و از راه بدرکردن جوراب کوتاه، رویه، وصله، تعمیر کردن، وصله کردن زدن، ساز تنهازدن (همراه بااواز یا رقص) سرهم بندی کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، قدم , یعنی چی؟, بالبداههگفتن و یا ساختن، وسوسه و از راه بدرکردن جوراب کوتاه، رویه، وصله، تعمیر کردن، وصله کردن زدن، ساز تنهازدن (همراه بااواز یا رقص) سرهم بندی کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، قدم , synonym, بالبداههگفتن و یا ساختن، وسوسه و از راه بدرکردن جوراب کوتاه، رویه، وصله، تعمیر کردن، وصله کردن زدن، ساز تنهازدن (همراه بااواز یا رقص) سرهم بندی کردن، تمهید کردن، گام زدن بر روی، قدم , definition,